تبلیغات
داستان زندگی من - عشق تعطیل تا اطلاع ثانویه

داستان زندگی من

عاشق خدا باش تا معشوق خلق شوی

عشق تعطیل تا اطلاع ثانویه

ای خدا خستم به خدا خستم.خدایا آخه چقد باید چوب این دلمو بخورم.خدایا میدونم خیلی خودخواهم  اما اینم از انصاف به دوره که همیشه دل بدمو جز بی محلی و سردی چیزی  نبینم.خستم.
دلم میخواد ی گوشه بشینم و ی دل سیر گریه کنم.خیلی دلم تنگه.خیلی به ی اتفاق تازه و غیرتکراری تو زندگیم نیازمندم.صبح تا شبم والا شده همش یک نواختیو روز گزرونی.آخه آدم تا ی حدی ظرفیت داره.الان میخوام ی یاعلی بگمو پاشم اتاقمو تمیز کنم.خیلی به هم ریختس.
فعلا عزت زیاد



[ دوشنبه 13 مرداد 1393 ] [ 03:55 ب.ظ ] [ عشق زیباست ] [ نظرات() ]