تبلیغات
داستان زندگی من - زندگـــــــــــی دوســــــــتـت دارم

داستان زندگی من

عاشق خدا باش تا معشوق خلق شوی

زندگـــــــــــی دوســــــــتـت دارم

سلام سلام سلام
دوستای گلم از همین جا پیشاپیش به خاطر اینکه دیر به دیر آپ میکنم ببخشید.
نمی دونم این روزا چمه اما اینو میدونم خیلی روحیم شاد و سرزنده تر شده.خیلی خوشحالم.حس میکنم که تو وجودم ی نیرویی هست که میتونم باهاش حتی پرواز کنم.خلاصه به قول یکی از دوستام خیلی خجسته میزنم
امروز کلی کار مفید انجام دادم.اول ی سر رفتم باشگاه (بعد از یک هفته غیبت ).بعدش رفتم ی سر قلم چی اما دیر رسیدم بسته بود.با اینکه کنکور ندادم اما ککمم نمیگزه.94میخوام حسابی بترکونم.البته متولد 74هستم مشمول خدمت هم هستم. اما هر طوری که شده من "بــــــــــــــــــاید"سال94کنکور شرکت کنم و پزشکی تهران قبول بشم.مطمعنم که میتونم
اعتماد به نفس نیست که لامصب"اعتماد به سقفه"...البته این جمله شوخی بود.تو خودم پتانسیلشو دارم و مطمعنم که میتونم.
الان هم ساعت ده و نیمه .فردا کلی کار دارم که باید بهشون برسم.7صبح بیدار بشم و با کلی انرژی روزمو شروع کنم.
راستی امروز ی تصادف موتور با ماشین دیدم که کلی روحیمو خراب کرد.بهتره که اصن راجع بهش چیزی ننویسم.راستی راستی راستی...
مهم تر از همه چی___>>>>حول و حوش یک هفتست که عشقمو ندیدم.ی مدتیه با خودم کلنجار میرم که بیخیالش بشم اما خوب این دل لعنتیم نمی زاره که.هرچی میکشم از این دل غافلمه.فردا یکی از برنامه هام اینه که عشقمو ببینم
فعلا شب خوش
93/5/18شنبه
22:45


[ شنبه 18 مرداد 1393 ] [ 09:27 ب.ظ ] [ عشق زیباست ] [ نظرات() ]